تبليغاتX
خاطرات یک دندانپزشک -

خاطرات یک دندانپزشک

این وبلاگ دفتر خاطرات و نوشته های روزانه من است

اره باورم شد که تو هم مثل من فکر میکنی و تو هم همینی هستی که من هستم. با خواندن چند کتاب و بلغور کردن یه سری جمله های زیبای تهی نه تو من میشوی و نه من بودنت را جدی خواهم گرفت.... من را به حال خودم بگذار. میخواهم هیچ بودنت را گریه کنم....
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 20:19  توسط تیرداد  |